استفاده از روشهای نوین در تعیین پارامترهای موثر بر آبشستگی پایه پل

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
چکیده

چکیده تخمین عمق آبشستگی در اطراف پایه پل برای مهندسان ضروری است. تاکنون روابط تجربی زیادی به منظور پیش بینی عمق آبشستگی ارائه شده است و در این روابط از پارامترهای با بعد و بیبعد مختلفی به منظور تخمین استفاده گردیده است. در این تحقیق دو سری پارامترهای دارای بعد و بدون بعد که انتظار میرود بر آبشستگی پایه پل مؤثر باشند انتخاب گردید. سپس با استفاده از سه روش آزمون گاما ) GT (، تحلیل مؤلفههای اصلی ) PCA ( و رگرسیون گام به گام ) FS ( پارامترهای مؤثر بر آبشستگی از بین کل پارامترها انتخاب شدند. با استفاده از آزمون گاما مشخص شد مهمترین پارامتر دارای بعد و بدون بعد به ترتیب سرعت بحرانی و نسبت طول به عرض پایه پل است و شکل پایه کمترین تأثیر را در تخمین دارد. همچنین مشخص گردید تعداد مناسب داده به منظور آموزش مدل 063 عدد است. با استفاده از تکنیک ماشین بردار پشتیبان ) SVM ( اقدام به شبیهسازی و تخمین عمق آبشستگی با استفاده از پارامترهای تعیین شده توسط سه روش گردید. نتایج نشان داد پارامترهای بیبعد تعیین شده توسط هر سه روش دقت کمی در تخمین عمق آبشستگی دارند اما تکنیک SVM توانسته با استفاده از پارامترهای دارای بعد تخمین قابل قبولی ارائه دهد. مقدار ضریب تعیین تکنیک SVM با استفاده از پارامترهای ورودی روشهای GT ، PCA و FS در مرحله 3 و خطای / 3 و 47 /66 ،3/ آزمون به ترتیب برابر با 47 RMSE 3 متر گردید. در این / 3 و 67 /65 ،3/ به ترتیب برابر 66 تحقیق به منظور افزایش دقت، دو ترکیب مختلف از پارامترهای ورودی برای تخمین آبشستگی با اعماق کم و زیاد تعیین گردید. دقت حاصل از پیشبینی عمق آبشستگی SVM با روابط تجربی مقایسه گردید و نتایج نشان داد SVM قابلیت بالایی در تخمین عمق آبشستگی با استفاده از پارامترهای دارای بعد دارد.