بررسی تطبیقی نظرگاه‌های مولوی و لسینگ در باب تسامح با تأکید بر ناتان خردمند و «داستان انگور»

نویسندگان

1 دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jor.2013.52042
چکیده

در این مقاله به بررسی تطبیقی مضمون تسامح نزد مولانا و لسینگپرداخته‌ایم، بدین منظور دو اثر از آن‌ها را ازدیدگاه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، به ‌مدد روش توصیفی- تحلیلی و با شیوة تحلیلمحتوا مورد مطالعه قرار داده‌ایم. هر دو اندیشمند بر این باورند که اختلاف‌نظرهایموجود بین افراد، ظاهری است نه بنیادی و در واقع، همة انسان‌ها به‌ دنبال دست‌یابیبه‌ حقیقت‌اند. به‌ نظر آنان مشکلاتی هم‌چون ستیز، نابردباری و خونریزی آئین‌باورانبا یکدیگر، ریشه در ناآشنایی با عقایدشان دارد و راه برون‌رفت از این بحران راتسامح می‌دانند. لسینگ در ناتان خردمند از سه دین بزرگ الهی نام می‌برد وبه‌ صراحت بر لزوم مدارا با پیروان سایر ادیان تأکید می‌کند، حال آن‌که مولوی در«داستانانگور» عقیده خویش را به ‌شکلی رمزگونه بیان می‌کند و خواهان مدارابا همة انسان‌هاست. در واقع، آن‌ها به‌ دنبال ترویج تسامحو تلاش برای فهم دیگراندیشانند، تا بدینگونه صلح را در جهان برقرار ‌سازند.