صفات بلاغی با تکیه بر جنبه‌های کنایی آن در غزلیات سعدی شیرازی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن رودهن، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران.

3 استادگروه زبان وادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2020.74943
چکیده

مبحث دستور در عرصۀ بیکران زبان و ادبیات فارسی به عنوان یکی از مباحث اساسی فنون و نظم سخن بسیار پرکاربرد است. با توجه به این امر، بررسی بن‌مایه‌ها و عناصر درونی این مقوله بستر مناسبی را برای تحقیق و پژوهش بسیار فراهم می‌آورد. «صفت» یکی از مقوله‌های دستور زبان فارسی است و کار آن از نظر منطقی و دستوری در کلام، خاص کردن موصوف است. در عین حال، «کنایه» از مباحث بیان و بدیع است که از طریق استدلال و دریافت معنی صورت می‌گیرد. یکی از شگردهای زبانی سعدی، آوردن صفات و تعابیر کنایی زیباست که از آن برای برجسته‌سازی کلام خویش بهره می‌گیرد و با کمک این عناصر شاعرانه و بدیع بر جذابیت کلام خود می‌افزاید. هدف از این جستار، بررسی بسامد عناصر و بن‌مایه‌های صفت با توجه به جنبه‌های کنایی آن از نظر ساختار لفظی، انواع صفت و روابط و مناسبات آن در غزلیات سعدی شیرازی است. روش کار در این پژوهش، توصیفی‌ـ آماری است. صفت‌های کنایی به عنوان یکی از اجزای سازندۀ زبان محاوره در غزلیات سعدی نمودِ بسیار روشن و آشکاری دارد که البته در این میان، سهم سعدی در کاربرد صفت‌های کنایی به طور محسوسی کمتر از هم‌عصران خود است.