زمینه ها و پیامدهای اخذ شرط وکالت زنان در طلاق
نویسندگان
1 دانشگاه قم
2 معاونت پژوهش فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
10.22095/JWSS.2019.100387چکیده
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به «علل و پیامدهای اخذ شرط توکیل در طلاق از جانب زنان» به منزلهی یک پدیدهی حقوقی -اجتماعی انجام شده است. این پژوهش با روش کیفی انجام شده و از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با کارشناسان فقهی و حقوقی و جامعه شناسی، داده ها گردآوری و با تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است.نتایج مطالعه نشان می دهد بسترهای درخواست اخذ شرط از منظر مصاحبهشوندگان، حقوقی و فرهنگی ـ اجتماعی بوده که براساس یافتههای تحقیق، کارشناسان عواملی مانند اطالهدادرسی قضایی، ناکامیهای حقوقی، شکلگیری منیّت در زندگی، قدرتطلبی، بیاعتمادی اجتماعی، ضرورت-های اجتماعی، بزرگمنشی متظاهرانه، ناامنی روحی و خودتنظیمی در زندگی از جمله بسترهای شکل دهنده این پدید میدانند. همچنین نتایج تحقیق نشان میدهد که پیامدهای مثبت معطوف به زنان از دیدگاه کارشناسان، خوداختیاری در طلاق، بازدارنده از ظلم، تقویت اخلاقی، زمینهساز برابری، اعتمادساز و امنیتآفرین است. همچنین آثار منفی از منظر کارشناسان، تکروی و کنترل، سوء استفادههای اخلاقی، تعجیلهای مخرب زندگی، کشاکش منفعتطلبانه، تصویر ذهنی منفی و آیندهنامطلوب میباشد.در مجموع می توان بیان داشت نظر کارشناسان نسبت به اخذ شرط توکیل در طلاق به طور خواسته یا ناخواسته، با نظریات اسلامی و فمینیستی تطابق داشته، ضمن اینکه عدهی معدودی نگاه بینابینی ارائه نمودند که با بذل کامل حقوق از جانب زوجه، این تناسب حاصل خواهد شد. به نظر میرسد موافقان اخذ شرط وکالت در طلاق عمدتا معطوف به تغییرات اجتماعی و ضرورت توجه به تحولات فرهنگی جامعه و کاهش فشارهای حقوقی و شرایط ناگوار برخی بانوان در زندگی خانوادگی میباشند