بازنمائی نظام معنایی زنان تهرانی به هویت‌های متمایز ظاهری برآمده از جراحی های زیبایی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه پایم نور اصفهان

2 دانشگاه ازاد اسلامی واحد دهاقان

3 هیئت علمی دانشگاه دانشگاه آزاد دهاقان

doi
10.22095/JWSS.2019.100377
چکیده

پژوهش حاضر با روش نظریه زمینه ای به مطالعه نظام معنایی گرایش زنان به هویت های متمایز ظاهری از طریق عمل های زیبایی می‌پردازد. این پژوهش با تکیه بر تحلیل استقرایی از طریق تحلیل کیفی داده ها در راستای کسب شناخت، پیرامون نظام معنای زنان به برجستگی هویت های متمایز ظاهری و مستند از داده‌های واقعی انجام شده است. با هدف دسترسی به بیشترین تنوع ممکن در نمونه‌ها و با نمونه‌گیری نظری با 15 زن جوان تهرانی که جراحی زیبایی کرده بودند، مصاحبه نیمه‌ساختار یافته و عمیق انجام شد. داده‌ها با استفاده از مدل پارادایمی اشتروس و کوربین، مقوله‌بندی و مدل پارادایمی آن ترسیم شد. در این پژوهش با استفاده از تشکیل روش فوکوس‌گروپ از 7 نفر از مشارکت‌کنندگان خواسته شد تا یافته‌های کلی دست آمده را ارزیابی کرده و در مورد آن نظر دهند. نتایج نشان داد مهم‌ترین علل جراحی زیبایی و مدیریت بدن زنان جوان تهرانی«حساسیت به زیبایی و تناسب اندام»، «حقارت عضوی» و «میل به تغییر» در آنان بود. «اکتسابی شدن زیبایی»، «پیشنهاد پزشک»، «تقابل سنت و مدرنیته» و «ایدئولوژی رقابتی»، از عوامل مداخله‌گر بود. زنان راهبردهایی چون «واپس‌زنی پیری»، «ریسک-پذیری»، «مشاوره و چیدمان جسمی» داشتند. پیامد برخی از این راهبردها «لاغری مدگونه»، «پریستیژ اجتماعی»، «خطر مرگ»، «گزینش مقایسه‌ای»، «بدن نمایشی»، و «زندگی وانمودی» بود. پدیده محوری در این مقاله «انقیاد بدن» و «هژمونی وانمودگی» و« بدن ساختار زدایی شده» مقوله هسته تعیین گردید.