تحلیل فرایند تولید فضای غیررسمی در شهر سنندج

نویسندگان

1 دانشگاه کردستان

2 دانشگاه کردستان

3 دانشگاه کردستان

doi
10.22067/gusd.v5i1.72321
چکیده

شکل­ گیری و گسترش فقر و نابرابری شهری معاصر درپی گسترش سازوکارهای نظام سرمایه­ داری جهانی و بیشتر در شکل سرمایه ­داری دولتی[1] در ایران، شکل­ گیری دوگانه­ ی رسمی و غیررسمی در ابعاد اقتصاد و کالبد شهرها را درپی داشته است. در تفسیر و تشریح فرآیند غیررسمی شدن به ویژه در ابعاد فضایی شهر مباحث پردامنه­ ای جاری است. در این نوشتار با تمرکز بر روش تحلیلی انتقادی و باتوجه به نظریه تولید فضای هانری لوفور مبتنی بر سه وجه فضایی فضا شامل بازنمایی فضا، عمل فضایی و فضای زیسته، نظام تولید و بازتولید فضا در زیست غیررسمی[2] شهری به‌عنوان مکمل فضای رسمی بررسی‌شده است. پرسش بنیادین نوشتار این است که نتیجه کوشش و منازعه بر تولید فضای غیررسمی از سه وجه فضایی بازنمایی فضا (پنداشته)، عمل فضایی (دریافته) و فضای زیسته چگونه خود را در شهر نشان داده است و چگونه درک شده است؛ در کوشش برای پاسخ به این پرسش، شهر سنندج، مرکز استان کردستان و یکی از شهرهای دارای فضای غیررسمی گسترده، مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­ دهد که سه گروه فن ­سالار دولتی و علمی و مردم از شرایط زیست غیررسمی درک و برداشتی متفاوت دارند. هرگروه برپایه ­ی دیدگاه­های خود؛ تفکرات خود را شایسته ­تر و ورای دیگر گروه­های می­ دانستند و این در صورتی است که ساکنان این سکونتگاه­ها خود را بهره ­ور از این مناطق دانسته و دیدگاه خود را برای ساماندهی مطلوب­تر می­ دانند. تفاوت نگرش و اقدامات سه گروه فن­ سالاران دولتی و علمی با تجربه­ ی زیسته­ ی ساکنان نشان از شکاف عمیق میان این گروه­ها و لزوم در نظر گرفتن راهکارهایی بدیل با دیدی انتقادی و یکتا از فضا نسبت به دهه­ های پیشین را ایجاد کرده است.   [1]. State – Capitalist مفهوم «سرمایه‌داریِ دولتی» به‌ندرت می‌تواند از آزمون تحلیل اقتصادیِ جدّی به‌سلامت عبور کند. زمانی‌که دولت به مالک انحصاریِ همه‌ی ابزارهای تولید بدل می‌شود، عملکرد یک اقتصاد سرمایه‌داری ازطریق نابودیِ سازوکاری که خونِ چنین نظامی را در گردش نگه می‌دارد، ناممکن می‌شود (Hilferding,2010).  [2]. Informality