زیباییشناسی و آسیبشناسی دریافت حافظ در آلمان و کشورهای آلمانیزبان: گستره، ژرفا، فرازها و فرودها
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکدة زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jcountst.2024.376516.1128چکیده
تقابل و تطبیق دو نابغة ادب، حافظ و گوته، و نیز آثار ملهم از ایشان در چارچوب ادبیات حوزة زبانی-فرهنگی آلمانی(زبان) از سدة 19م دستمایة نوشتههای علمی و ادبی فراوانی بوده است. اما، فراسوی ستایش بیحد این دو ادیب، ملاحظات انتقادی در این راستا همواره از نظرها پنهان مانده است. در پژوهش تحلیلی-کیفی و کتابخانهای حاضر بر آنیم در پرتو هست و بودِ ترجمههای آلمانی حافظ و نیز پژوهشهای مبتنیبر حافظشناسی در حوزههای زبانی نامبرده، نگاهی تحلیلی-انتقادی و متفاوت بر ابعاد، فرازونشیب فرایند پذیرش، خوانش و پرداختن ادبی-علمی به حافظ(شناسی) و نیز آسیبشناسی آن در کشورهای آلمانیزبان بیندازیم. زینرو، چیستی شعر حافظ، مفهوم و تأثیر آن بر خوانندة آلمانیزبان از دیرباز تاکنون تبیین شده است. سپس، این خط سیر را با انگیزهها، ژرفا و تداوم تأثیرپذیری نامبرده در گسترههای گوناگون زمان، مکان و مسائل زیباییشناختی آن دنبال میکنیم و با اشاره به نامداران آلمانیزبان ملهم از شعر حافظ بدان وضوح میبخشیم. یافتهها حاکی از نوسان خط سیر پذیرش حافظ در ادب آلمانی (از اوج تا افول) در نتیجة چرخش الگووارههای شرقشناسانه است. در ادامه، دلایل این امر و نیز علاقة پارسیزبانان به استمرار بازتاب خویشتن از منظر غرب بهواسطة ترجمههای متعدد از آثار متأثر از حافظ مطرح شده است که کمابیش تنها دستاورد حافظپژوهی معاصر آلمانی است.