تحلیل مفهوم انسجام ساختار فضایی در محله های تاریخی با روش نحو فضا (نمونۀ موردی: محله های تاریخی شهر همدان)
نویسندگان
1 دانشگاه بوعلی سینا
2 دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.22067/gusd.v4i2.55960چکیده
محلههای تاریخی ایران بهعنوان هستۀ اولیۀ پیدایش شهرهای ایرانی، دارای اصول و ویژگیهای معماری و شهرسازی کهن ایرانی- اسلامی بوده و هستند. یکی از مهمترین ویژگیهای معماری و شهرسازی کهن ایرانی- اسلامی، انسجام آنهاست. این کیفیت حاصل پیوند و ارتباط اجزای تشکیلدهندۀ آثار معماری و شهرهاست. افزایش جمعیت و ظهور فناوریهای جدید، ساختار شهرها را دستخوش تحولاتی کرد که منجر به ازبینرفتن وحدت و انسجام در معماری و شهرسازی گذشته شد. شهرها و محلهها مجموعهای از بناها و فضاها بهصورت ساختارهای مستقل و مجزایی شدند که بیارتباط با عناصر همجوار خود هستند. هدف این پژوهش، تحلیل مفهوم انسجام و عوامل زمینهساز آن در معماری و شهرسازی کهن ایرانی- اسلامی و بهطور خاص در محلههای تاریخی است. در این راستا، با استفاده از روش نحو فضا به بررسی این ویژگی در چهار محلۀ تاریخی شهر همدان پرداخته شده است. فضای محلههای مورد نظر بهصورت محوربندیشده با متغیر انسجام تحلیل و بررسی شده است. مقایسه و تحلیل نتایج نشان میدهد در محلههای تاریخی اگر ساختار فضایی آنها -که بهصورت مرکز محلهای و سلسلهمراتبی است- حفظ شود، انسجام فضایی از بین نمیرود و بهطورکلی، هرچه تخریب بافت و ساختوسازهای جدید در محلههای تاریخی کمتر باشد، ساختار آنها منسجمتر است و این مسئله بر ساختار و روابط اجتماعی ساکنان محله تأثیرگذار است. نتایج این پژوهش میتواند زمینهساز ارائۀ الگوهایی مناسب برای محلههای جدید، توسعۀ محلههای تاریخی و حفظ ساختار منسجم آنها باشد. همچنین، بستری برای پژوهشهای آینده در راستای ویژگیهای خاص محلههای تاریخی فراهم میشود.