ادراک شهروندان از محیط های پاسخده شهری و نقش آن در تعلق مکانی (مطالعة موردی: شهر اراک)
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز
doi
10.22067/gusd.v4i1.57093چکیده
شهرها عرصههای وسیعی از تراکم و تمرکز جمعیت و فعالیتها هستند و سلامت انسان پیوند تفکیکناپذیری با شرایط و کیفیت محیطهای شهری دارد. تجربة اجرای طرحهای شهری در ایران نشان داده است که در زمینة خلق محیطهای شهری واجد کیفیت، توفیق چندانی حاصل نشده است. پژوهش حاضر ادراک شهروندان از الگوی شهرسازی اراک را در قالب شاخصهای محیطهای پاسخده شامل نفوذپذیری، گوناگونی، خوانایی، انعطافپذیری، تناسبهای بصری و رنگ تعلق مطالعه کرده و سپس به بررسی نقش آن در ایجاد غنای حسی و تعلق مکانی پرداخته است. دادههای مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانهای، مصاحبه و تکمیل پرسش-نامه گردآوری شده و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آماری همبستگی پیرسون، آزمون T تکنمونهای و تحلیل رگرسیون انجام گرفته است. در تحلیل رگرسیون شاخصهای هفتگانه، شاخص غنای حسی (تعلق مکانی) به عنوان متغیر وابسته و سایر شاخصها به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شد. براساس نتایج، 2/53 درصد تغییرات تعلق مکانی از طریق ترکیب خطی متغیرهای مستقل تبیین شده است که شاخصهای تناسبات بصری، انعطافپذیری و خوانایی به ترتیب با ضرایب تأثیر 453/0، 192/0 و 150/0 بیشترین تأثیر را بر تعلق مکانی داشتهاند. بر این اساس، برخی از پیشنهادهای پژوهش عبارتاند از: تأمین دسترسی مناسب شهروندان به خدمات شهری، ارتقای کارآیی شبکة ارتباطی، ارتقای سرزندگی محیط و تنوع در ارائة خدمات، تأمین نیازمندیهای همة گروههای جامعه، خلق ویژگیهای منحصربهفرد در طراحی و بهسازی فضاهای عمومی شهری، توجه بیشتر به ویژگیهای زیباییشناسانة محیط و منظر شهری و فراهمکردن زمینههای مشارکت شهروندان در امر بهسازی محیطهای مسکونی.