فراتحلیل تحقیقات تجربی پیرامون رضایت از زندگی و تعداد فرزندان در کشورهای مختلف
نویسندگان
1 هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
doi
10.22095/JWSS.2018.81509چکیده
امروزه، در باورهای عمومی جامعهی ایرانی این تصور شکلگرفته است که زندگی راحت و بیدردسر یعنی زندگی بدون فرزند یا حداکثر یک فرزند. آیا این باور عمومی در واقعیت نیز صحیح است؟ آیا واقعاً کسانی که فرزند کمتر دارند، نسبت به کسانی که فرزند بیشتر دارند یا کسانی که فرزند ندارند نسبت به کسانی که فرزند دارند، رضایت و احساس خوشبختی بیشتری دارند؟ برای پاسخ به این پرسش 44 پژوهش تجربی در کشورهای مختلف از طریق روش «شمارش قاعدهمند» تحلیل شدهاند. بررسی تحقیقات نشان میدهد نتایج تحقیقات بسیار متنوع و متفاوت است و نمیتوان یک گزارهی کلی و مطلق دراینباره گفت؛ بهویژه آنکه این رابطه معلول عوامل واسط همچون دورهی زندگی، نوع تأهل، نظام اقتصادی-اجتماعی و... است. اما تعداد تحقیقاتی که میان اصل وجود یا تعداد فرزند و رضایت زندگی رابطهی منفی نشان میدهند، کمتر است. در تحقیقاتی که رابطهی منفی یا خنثی نشان میدهند، انواع خانوادهها مانند زنانی که فرزند نامشروع دارند نیز درنظر گرفته شده است. اگر تنها خانوادههای معمولی (با حضور پدر و مادر و فرزندان) درنظر گرفته شود، رابطه مثبت است و حتی با افزایش تعداد فرزند، رضایت از زندگی بیشتر میشود. همچنین نظام اقتصادی- رفاهی و سیاستهای حمایت از والدین کاملاً میتواند رابطهی تعداد فرزند و رضایت زندگی والدین را تحت تأثیر قرار دهد.