ارائه یک مدل پارادایمی از مراجعه زنان به فالگیر در شهر زاهدان
نویسندگان
1 استادیار جامعه شناسی ، گروه علوم اجتماعی دانشگاه هرمزگان
2 عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه هرمزگان
3 دانشگاه هرمزگان گروه علوم اجتماعی
doi
10.22095/JWSS.2018.81512چکیده
با گذشت زمان و تغییرات جوامع، برخی معرفتهای تاریخی و باستانی چون فال به کلی از بین نرفته و به رغم عدم پذیرش از سوی گفتمان رسمی جامعه، فال حضوری پررنگ در حاشیه داشته و افرادی به تناسب موقعیتهای زندگیشان به فالگیر مراجعه میکنند. این پژوهش به دنبال شناسایی دلایل و زمینههای مراجعه افراد به فالگیر است. میدان مطالعه، شهر زاهدان بوده است؛ شهری با پیچیدگیهای فرهنگی، تنوع زبانی، مذهبی و قومی که از آن بستری متمایز ساخته است. مشارکتکنندگان در پژوهش حاضر 12 نفر از مراجعهکنندگان به فالگیرها بودهاند که به صورت نیمه ساختاریافته با آنان مصاحبه شده و سپس داده-های حاصل با استفاده از کدگذاری سه مرحلهای باز، محوری و گزینشی مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتهها حاکی از آن است که شرایط زمینهای اشاره به بحرانهای زندگی فرد دارد که فرد به دنبال رفع آن است. درماندگی و تلاشهای ناکام افراد، شرایط علّی را به وجود میآورد که فرد را ناگزیر از مراجعه میسازد. شرایط مداخلهگر به صورت کاتالیزورها و موانع مراجعه در میدان عمل میکند. مقولهی هسته پژوهش نیز «باورمندی مشروط-منفعلانه» است؛ بدین ترتیب در سیستم معنایی افراد، فال به صورت امری مشروط به فرد، زمان و دیگری و همراه با نوعی انفعال معنا شده است.