تحلیل نظام سیاستگذاری تربیت معلم ایران مبتنی‌بر الگوی حکمرانی آموزشی

نویسندگان

1 گروه آموزش علوم اجتماعی، پردیس نسیبه، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.22059/jcountst.2023.367071.1070
چکیده

سیاستگذاری تربیت معلم ایران با وجود قدمتی بیش از صد سال، در مقایسه با کشورهایی با پیشینة سیاستگذاری بسیار کوتاه‌تر، عملکرد ضعیفی داشته است. از این‌رو، در پژوهش حاضر در صدد برآمده‌ایم تا با استفاده از روش تحلیلی و اسنادی و بر اساس ویژگی‌ها و شاخص‌های الگوی نظری حکمرانی آموزشی به آسیب‌شناسی نظام سیاستگذاری تربیت معلم ایران بپردازیم. بر اساس یافته‌های پژوهش، مهم‌ترین چالش‌های نظام سیاستگذاری تربیت معلم ایران عبارت است از ساده‌پنداری و کوچک‌انگاری امر تربیت معلم؛ نداشتن افق بلندمدت سیاستگذاری؛ ضعف در مسئله‌یابی؛ کاستی در اولویت‌بندی مسائل و طرح راهکارها؛ حاکمیت الگوی سنتیِ از بالا به پایینِ حکومت‌محور؛ ساخت تمرکزگرا؛ توانایی اندک در تعامل، اقناع‌سازی و جلب اعتماد و مشارکت ذی‌نفعان؛ نبود نظامنامة جامع تربیت معلم؛ نگرش‌های ناهمخوان؛ به‌روز نبودن؛ تعدد و حتی تعارض قوانین؛ غلبة سنت آموزش‌محوری؛ غفلت از تلفیق نظریه و عمل؛ کم‌اهمیت شمردن کارورزی؛ فقدان تجربه‌اندوزی و انباشت سیاستی؛ فقدان کانون هماهنگ‌ساز سیاستی؛ مشخص‌نبودن متولی سیاستگذاری؛ مبهم‌بودن اسناد سیاستی؛ نبود هماهنگی و هم‌افزایی میان سازمان‌های سیاستگذار؛ کم‌توجهی به هویت و استقلال نهادی تربیت معلم؛ ضعف در انتخاب جهت‌گیری‌های پایدار، راهبردی، شواهدمحور و مبتنی بر رویکردی آینده‌نگرانه؛ ظرفیت کم در اقتباس از تجارب و دانش کشورهای پیشرو؛ و اثربخش‌نبودن سیاستگذاری دولت در تخصیص منابع مالی در حوزة تربیت معلم. براین اساس، به‌منظور بهبود فرایند سیاستگذاری تربیت معلم ایران، توصیه‌های سیاستی مطرح شده است.