مقدمه‌ای بر تجربة «دولت‌سازی» مدرن در عصر قاجار

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

doi
10.22059/jcountst.2023.357754.1029
چکیده

«دولت‌سازی» مفهومی است که در میانة عصرِ قاجار، از سوی میرزاملکم‌خان ناظم‌الدوله، به کوشش‌هایی اطلاق شد که برای خروج از قدیمِ حکمرانی به جدیدِ آن بود. در این پژوهش، این مفهوم، محمرِ اصلیِ شناخت تجربه‌ای است که بر مبنایِ مشاهدة همراه با مقایسه از بحران‌های مختلف سیاسی در ایران‌زمین شکل گرفت: تجربه دولت‌سازیِ مدرن. در این پژوهش، از منظر کشورشناسی و با درنظرداشتنِ نظریة اسپریگنز، به‌مثابة چارچوب نظری و روشیِ کار، این پرسش مطرح شده است: در پسِ بحرانِ سیاسیِ ایرانِ عصرِ قاجار، چه چیزی وجود داشت که بر مبنای آن تجربة دولت‌سازی مدرن فهمیده شود؟ بر این اساس، می‌توان فرض کرد که با آغازِ نظام جدید در تبریز، همه‌چیز در حکمرانی، به‌تدریج به امری قدیم تبدیل شد و جدید در آستانه ایستاده بود. خروج از این قدیم، با مشاهدة بحرانِ سیاسیِ فراگیر و درکِ آن به‌مثابة مشکل و انتقالِ آن به عملِ متجددانه به‌مثابة راهِ درمان و صورت‌بندی آرمانی به نام «مشروطیت» صورت گرفت. همة این‌ها، در عصرِ ناصری، بخش مهمی از تجربة دولت‌سازیِ مدرن را در قالب تنظیمات و لوازم آن و تجربة نظری مشروطیت تشکیل می‌داد.