رویکرد کمینهگرا به فرایند کافت در زبان فارسی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی، گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار زبانشناسی ، گروه زبانشناسی و زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانش آموخته زبانشناسی، گروه زبان شناسی و زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه زبان شناسی، گروه زبان شناسی و زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22084/rjhll.2025.28714.2298چکیده
حذف یکی از فرایندهای رایج در زبان فارسی است که توجه زبانشناسان متعددی را به خود جلب کرده است. این پدیده از انواع متنوعی در این زبان برخوردار است؛ که یکی از آنها، فرایند کافت است. فرایندی که در جملات همپایه زبان فارسی اتفاق میافتد و در آن عنصر فعلی به تنهایی و یا به همراه موضوعات درونی و یا بیرونیاش از بند همپایه دوم حذف میشود. این فرایند با توجه به ویژگیهایی که دارد در نظریههای متفاوت نحوی مورد مناقشه است و رویکردی دوگانه به تحلیل این ساختها وجود دارد. پژوهش حاضر درصدد است که بر اساس جدیدترین رویکرد نحو کمینهگرا (نظریه فاز پویا) تحلیلی نو از این فرایند زبانی ارائه نماید. روش پژوهش حاضر توصیفی تبینی است و داده های پژوهش حاضر بر اساس شم زبانی نویسندگان و با توجه به پژوهشهای پیشین تحلیل شده است. یافتهها نشان داد که در چارچوب نظری مورد مطالعه آنچه در ساختار جملات کافته حذف میشود نه براساس رویکرد انوشه (1397) صرفاً حاصل فرایند بندزدایی حذف گروه زمان است و نه براساس آراء جانسون (2009) حاصل فرایند گذر مشترک است، بلکه در تقابل با آراء زبان شناسان پیشین، پژوهش حاضر استدلال میکند که کافت در زبان فارسی حاصل حذف فاز است.