کاوش مفهوم شناختی عشق در بستر غیر ادبی زبانهای فارسی و عربی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دکترای زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
doi
10.22084/rjhll.2025.30385.2357چکیده
پژوهش حاضر با رویکرد شناختی به مفهوم عشق و تعابیر آن در بخش همگانی و غیر ادبیِ زبانهای فارسی و عربی میپردازد با این هدف که مشخص نماید بازنماییهای عشق در این بخش به چه صورت است و تا چه اندازه استعاری است. بررسی دادهها، نشان از آن دارد که سهم استعارههای عشق از زبان رایج و عادیِ روزمره برخلاف دیگر مفاهیم احساسی نظیر خشم، ترس، غم و شادی که عمدتا استعاری اند، چندان نیست. علت میتواند این باشد که احساسات مذکور در انجام تکالیف اصلی زندگی لازم و اجتناب ناپذیرند و به صورت روزمره تجربه میشوند؛ به تعبیری جزو سازوکار بقای انسان به شمار می آیند؛ ولی عشق تجربهای همه شمول و ناگزیر نیست و این ویژگی آن در زبان نیز انعکاس یافته است طوریکه عشق، بیشتر واقعیتی ادبی و خیال انگیز پیدا کرده تا معمول و متعارف؛ بنابراین عشق بیشترِ ساختار خود را در بخش ادبی و دریافتهای ذوقی زبان می یابد و فهم و بیان آن چندان با استعاره های رایج و روزمرهای که با آنها زندگی میکنیم، صورت نمیپذیرد و به همین خاطر است که برای شناخت این مفهوم در یک زبان/ها، ناخودآگاه به سراغ شعر و داستان های عاشقانه یا همان ادبیات زبان موردنظر میرویم. روش انجام این تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش تحلیل به صورت معناشناسیِ شناختی است. بررسی داده های این پژوهش، نشان میدهد که نیرو (جاذبة معشوق و قدرت عشق)، مسابقه (همآوردی طرفین)، جهت (پیرو شدن عاشق)، ظرف و ماده درون آن (وجود عشق و کیفیت آن)، جاندارپنداری (صاحب اختیار شدن دیگری یا عشق) و آتش (درد، بیماری و تباهی) جنبههای برجسته یافته عشق در سطح متعارف این زبانها است.