امرسون و سعدی: ارتباطی به واسطۀ زبان میانجی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه بوعلی سینا،همدان، ایران
doi
10.22084/rjhll.2025.30270.2353چکیده
این مقاله به ترجمه ها و تأثیرپذیری های امرسون از اشعار سعدی می پردازد. در گام اول ترجمه های امرسون از اشعار سعدی، که در آثار مختلف او پراکنده است، یکجا گردآوری، اصل فارسی آن ها پیدا و از منظر آندره لفور بررسی شده است. در گام دوم، این مقاله می کوشد که این مطالعه را یک گام جلوتر ببرد و تأثیر این ترجمه ها را از دیدگاه زیگبرت پراور بر برخی از اشعار امرسون بررسی کند. در مقایسه با حافظ، امرسون به مراتب اشعار بسیار کمتری از سعدی ترجمه کرده است. اگر از تک بیت ها، که در خلال آثار عمدتاً منثور او آمده، بگذریم امرسون نُه قطعه از اشعار سعدی - برگرفته از بوستان، گلستان، غزلیات و قصاید- را ترجمه کرده است. این ترجمه ها کامل نیستند، یعنی امرسون بر آن نبوده که تمام ابیات یک قصیده، غزل یا قطعه را ترجمه کند، بلکه به مصلحت دید خودش ابیاتی چند از آن ها را برگزیده و ترجمه کرده است. از دیرباز امرسون پژوهان بر این باور بوده اند که شعرسرایی امرسون بعد از آشنایی اش با شعر فارسی به نحو چشمگیری پیشرفت کرده است. به علاوه، این اشتغال به شعر فارسی صبغه ای ایرانی به آثار اصیل امرسون بخشیده است و گاه کار چندان دشوار است که به سخنی می توان گفت کدام شعر از فارسی ترجمه شده و کدام به انگلیسی سروده شده است. با این همه، در مجموعه اشعار امرسون سه، و به اعتباری چهار، قطعۀ کوتاه وجود دارد که وی آن ها را تحت تأثیر مطالعۀ آثار سعدی و ترجمه هایی که از برخی اشعار او انجام داده سروده است. این قطعات عبارتند از: سکوت، راز، پایان و روزها.