توانمندسازی شغلی زنان و توسعۀ پایدار شهری (مطالعۀ موردی: زنان شاغل، منطقۀ 18 شهر تهران)

نویسندگان

1 دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22067/gusd.v1i1.21602
چکیده

پژوهش حاضر در پاسخ به این سؤال که کدام رویکرد در کاهش فقر زنان منطقۀ 18 شهر تهران و دستیابی به شاخص‌های پایداری شهری مؤثر است؟ و بر اساس فرضیه‌ای متعاقب آن با عنوان: رویکرد توانمند‌سازی شغلی زنان منطقۀ 18 تهران در فقرزدایی اقتصادی و به تبع آن تحقق بخشی از اهداف توسعۀ پایدار شهری مؤثر است، انجام شد. برای طراحی سؤالات و انتخاب متغیرهای توانمندی شغلی (متغیر مستقل) و فقرزدایی اقتصادی (متغیر وابسته) از دیدگاه‌ها و نظریه‌های جنسیتی، مرتبط با بازار کار، فقرزدایی، سرمایۀ انسانی، توانمندسازی و توسعۀ پایدار استفاده شده است. تعداد نمونه‌ها باT 96/1 و صفت آماری 1/0 (شاغلان) و 9/0 (بیکار)، تعداد 136 نمونه برآورد شده است که جهت اطمینان بیشتر نمونه‌های آماری 200 نفر از زنان شاغل منطقۀ 18، جهت پرسشگری انتخاب شده است. در گردآوری اطلاعات از پرسش‌نامۀ استفاده شده که در آلفای کرونباخ بین سؤالات 73/0 همسانی بوده است. با استفاده از روش‌های تحلیل واریانس تک‌متغیری و رگرسیون همزمان، ضمن تعیین سطح معناداری فقرزدایی حاصل از اشتغال در بین سه گروه، تفاوت گروه‌ها در ارتباط با میزان فقرزادیی سنجیده شده است. نتایج نشان داده است که هرچه امتیاز زنان در توانمندی شغلی در مقایسه با زنان با امتیاز کمتر (سطح متوسط و پایین)، بیشتر بوده، در فقرزدایی اقتصادی آنها تاثیر بیشتری داشته است؛ یعنی نقش اشتغال گروه توانمندتر در فقرزدایی، در مقایسه با دو گروه پایین‌تر (متوسط و پایین) دارای تفاوت معناداری بود.