لاشههای بزهای کشتار شده در کرمان؛ مخزن بالقوهی اشریشیاکلیهای مقاوم به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام و چالشی برای سلامت عمومی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم و صنایع غذایی، دانشکده کشاورزی بردسیر، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
3 استاد، گروه تحقیقات میکروبیولوژی مولکولی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
4 استادیار، گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.22034/nfvm.2024.457540.1237چکیده
اشریشیاکلیهای تولیدکنندهی بتالاکتامازهای وسیعالطیف یکی از پاتوژنهای مهم و قابل انتقال از طریق محصولات غذایی با منشأ دامی به انسان میباشد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مقاومت فنوتیپی و ژنوتیپی اشریشیاکلیهای جدا شده از لاشههای بز در کشتارگاه کرمان نسبت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام میباشد. در این مطالعه، 150 لاشهی بز در کشتارگاه کرمان در یک دورهی زمانی یکساله در سال 1402 مورد بررسی قرار گرفت. از هر لاشهی بز 2 نمونه سواب شامل یک سواب از سطح داخلی لاشه و یک سواب از سطح خارجی لاشه اخذ گردید. بنابراین مجموعاً 300 نمونه سواب (150 لاشه × 2 سواب = 300 سواب) اخذ شد. پس از کشت سوابها و جداسازی باکتری اشریشیاکلی، مقاومت جدایهها نسبت به آنتیبیوتیکهای سفوتاکسیم و سفتازیدیم با کمک آزمون دیسک دیفیوژن تعیین گردید و بهوسیلهی PCR ژنهای blaTEM، blaSHV، blaCTX-M و blaOXA در جدایهها ردیابی شد. مجموعاً، 190 از 300 سواب (33/63 درصد سوابها) از نظر باکتری اشریشیاکلی مثبت بودند؛ بنابراین 190 جدایه اشریشیاکلی بهدست آمد که ۲۷/۴۵ درصد (86 از 190 جدایه) نسبت به آنتیبیوتیک سفوتاکسیم و 32/26 درصد آنها (50 از 190 جدایه) نسبت به آنتیبیوتیک سفتازیدیم مقاوم بودند. فراوانی ژنهای blaTEM، blaCTX-M، blaSHV و blaOXA بهترتیب ۹۴/۸ درصد (۱۷ از 190 جدایه)، ۸۹/۷ درصد (۱۵ از 190 جدایه)، 1/۲ درصد (۴ از 190 جدایه) و 1/۲ درصد (۴ از 190 جدایه) ارزیابی شد. درنتیجهی این مطالعه، میتوان لاشهی بز را بهعنوان یکی از مخازن بالقوهی اشریشیاکلی مقاوم به بتالاکتامها و چالشی مهم برای سلامت عمومی در منطقهی کرمان، معرفی کرد.