زبان versus گزاره ؟ میشل مهیر و ادراک مسئلهشناختی از زبان
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22084/rjhll.2023.27805.2269چکیده
بر مبنای این مشاهدات که زبان ـــــ langage یا logos ـــــ جوهری پرسشی دارد و موجودیت آن در گرو «تفاوت مسئلهشناختی» است، میشل مهیر زوج پرسش/ پاسخ را بهعنوان واحد پایه در بررسیهای زبانی پیشنهاد میکند. برآیند تحلیلهای او از وحدت تباینی این دو عنصر، مثلثی مسئلهشناختی با سه ضلع هرمنوتیک/ معنیشناختی، بیانی/ برهانی و جدلی/ گفتوگویی است که هر نوع کنش زبانی، یعنی هر نوع تعامل پرسشی/ پاسخی اعم از درونذهنی و بیناذهنی را در خود جا میدهد. میان این مثلث و چیزی که مهیر آن را «الگوی کلاسیک نحو، معنیشناسی، کاربردشناسی» مینامد تقابل ضلع به ضلع وجود ندارد، خاصه که وجه معنیشناسی در هر دو الگو مشترک است. مهیر اما بر جدایی آنها تأکید میکند، زیرا الگوی کلاسیک را تجسم «گزارهگرایی» در علوم زبان میداند. در ادراک مسئلهشناختی از زبان، نقد گزارهگرایی زبانی و نقد قضیهگرایی فلسفی بر هم مماساند. دامنۀ این نقدها به اثباتگرایی نیز کشیده میشود که از نظر مهیر صورت رادیکال قضیهگرایی و گزارهگرایی است.