بررسی تطبیقیِ نظام جنس دستوری در هورامی و عربی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان شناسی همگانی دانشگاه بوعلی سینا همدان

2 دانشیار گروه زبان عربی دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کردستان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه عربی دانشگاه کردستان

4 دانشیار گروه زبان شناسی دانشگاه کردستان

doi
10.22084/rjhll.2022.22943.2093
چکیده

هورامی و عربی به عنوان دو زبان متعلق به دو خانوادۀ بزرگ زبان­ های ایرانی و زبان­­ های سامی هستند. جنس دستوری یکی از مقوله­ هایی است که در هر دو زبان کماکان حضور فعال دارد. هدف از انجام این پژوهش، رده­ شناسی نظام جنس دستوری در دو زبان هورامی (با محوریت گویش هورامان تخت) و زبان عربی (عربی استاندارد) و بررسی تطبیقی شباهت­ ها و تفاوت­ های جنس دستوری در این دو زبان است. داده­ های زبان عربی مورد استناد در این مقاله از منابع مکتوب به ویژه منابع دستور زبانی معاصر انتخاب شده است. داده­ های زبان هورامی نیز بر اساس 6 ساعت گفتگو ضبط شده با بیست گویشور بومی هورامان تخت استخراج شده است. تحلیل داده­ ها، بر اساس چارچوب نظری کوربت (1991) صورت گرفته است. به طور مشخص، تحلیل داده­ ها نشان می­ دهد که در هر دو زبان: دو جنس دستوری (مذکر و مؤنث) وجود دارد. جنس دستوری بدون نشان مذکر است. صفات، افعال و ضمایر با اسم در جنس دستوری مطابقت می­ کنند. با وجود هستۀ معنایی در دو زبان، نظام تخصیصِ غالب در آن­ ها صوری است. همچنین تفاوت­ هایی بین این دو زبان وجود دارد. این تفاوت­ ها در کنش جنس دستوری در این دو زبان با زمان، شخص و شمار است. به عنوان نمونه، در هورامی، تنها اسم­ های مفرد تمایز جنس دستوری دارند، در حالی که در زبان عربی، اسم­ های مفرد، مثنی و جمع از این تمایز برخوردارند. بررسی جهانی­ های گرینبرگ در مورد جنس دستوری نیز نشان داد که همۀ جهانی­ های تلویحی گرینبرگ در مورد جنس دستوری در این دو زبان صادق هستند.