تحلیل ساختاری سیر العباد إلی المعاد بر اساس الگوی «سفر نویسنده» ووگلر

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات دانشگاه رازی، کرمانشاه

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه

doi
10.22059/jlcr.2019.71475
چکیده

سیر العباد إلی المعاد نخستین معراج‌نامۀ منظوم ادب فارسی و داستان درماندگی روح سنایی در عالم مادّه و اشتیاق سفر و بازگشت به عالم معناست. سنایی مراتب وجود را از جمادی و حیوانی تا انسانی طی می‌کند و به مرتبۀ عقل کلّی می‌رسد و سپس به پیکر آخشیجی خود باز می‌گردد. بـررسی ساختار داستان­های  قهرمانانه از سوی جوزف کمبل، منجر به طرح نظریۀ «تک‌اسطوره» مبنی بر هستی‌مندی همیشگی یک قهرمان با پیکرگردانی مداوم شد و کریستوفر ووگلر در کتاب «سفر نویسنده»، ریخت دیگری از این نظریه به دست داد و ساختار سفرهای قهرمانانه را در دوازده بخش و هفت کهن‌الگو بازنویسی کرد. در این جستار مراحل سفر قهرمان در سیر العباد الی المعاد بر پایۀ الگوی ووگلر و با روش توصیفی ـ تحلیلی سنجیده شده‌است و دستاورد پژوهش نشان می‌دهد که ساختار کلی سفر سنایی با الگوی سفر نویسنده تطبیق دارد، اگرچه در بعضی مراحل ناسازی‌هایی دیده می‌شود که گاه برآمده از تفاوت  در تعریف مفهوم قهرمان در دو نظام عرفان و اسطوره و گاه نشانه‌ای از سستی شگردهای داستانی سیرالعباد الی المعاد است.