ساختار و معنی واژة پارس (پرسومش) بر پایة تحولات زبان شناسی و روایات اساطیری تاریخی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد الیگودرز، الیگودرز، ایران.

2 استادیار زبان وادبیات فارسی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران، گچساران، ایران.

doi
10.22059/jolr.2021.309524.666639
چکیده

از آنجا که ساخت بیشتر واژه ­های زبان فارسی به دوران هندواروپایی و آریایی (اَریه­ای) برمی‌گردد و مفهوم واژه­ ها نشان­ دهندة باورهای اقوام نخستین و نگرش آنها دربارة کارکرد واژه ­ها است، باید نگاهی ژرف-با وجود منابع اندک-به این دو دوره کرد؛ در این رابطه، دانش زبان­شناسی تطبیقی و بررسی روایات اساطیری این اقوام طی این دو سده، راه را برای بازسازی واژه ­های مشترک آنان آسان­ تر کرده است. پارسیان از اقوام آریایی پس از دولت ماد ایرانی، نخستین قومی بودند که امپراتوری جهانی تشکیل دادند، با وجود این، واژه پارس که ساختی کهن دارد، در اسناد تاریخی به معنی آن اشاره­ای نشده است و زبان‌شناسان به این علت دربارة آن اختلاف نظر دارند و تنها بر پایه اسناد زبان­ شناسی نظرات گوناگونی داده­اند. از این رو، در کنار مباحث زبان شناسی، باید نگاهی به تبادلات زبانی، اساطیری و فرهنگی با تمدن­ های میان رودانی هم داشت، زیرا پارسیان پس از مهاجرت به فلات ایران و قرار گرفتن به جای دول میان رودانی در موارد بسیاری وام­دار آنان شدند و به ویژه اینکه نام پارس همراه با نام ماد نخستین بار در اسناد آنان آمده است. هدف این مقاله، بررسی ساختار و معنی واژة پارس بر پایه اسناد زبان­ شناسی و روایات تاریخی- اساطیری است؛ بنابراین، این مقاله به دنبال پاسخ به زمان شکل­ گیری این واژه و سپس محتمل­ ترین معنی برای آن است؛ از این رو، روش کار هم بررسی ساختار زبانی و شکل نخستین واژه پارس بر پایه متون آشوری و روایات اساطیری یونانی است و آنگاه یافتن محتمل­ ترین معنی بر پایة همین اسناد و شکل نخستین واژة پارس است؛ از آنجا که هر واژه­ ای را باید طبق شکل نخستین آن معنی کرد، در پایان، برپایه اسناد زبان­ شناسی و تاریخی، معانی کناری، پلنگ، تبر و داس برای شکل نخستین *parsu/va در نظر گرفته شده است و از میان آنان، معنی «داس» برای واژه پارس محتمل­ تر پنداشته شده است.