تجلی خدای بیکرانه (زروان) در شاهنامه و شخصیت زال
نویسندگان
doi
10.22059/jlcr.2019.71479چکیده
از دیرباز تاکنون یکی از دغدغههای انسان، چگونگی برخورد با طبیعت، توجیه و فرجامکار جهان بودهاست. به همین منظور، در زندگی خویش از طریق باورهای هستیشناسانه، به تبیینکائنات و چگونگیآفرینش پرداختهاست. یکی از این باورهای اسطورهای، «آیین زروان» است. باید گفت که آیین زروانی در تاریخ مزدیسنا به منزلۀ امر گذرنده و غیرثابتی نبوده، بلکه یکی از مبانی اوّلیۀ آیین زرتشتی محسوب میشد. بعضی «زروان» را مکان مطلق (ثواش) و بعضی او را زمان مطلق دانستند و گاهی مفهوم (قدر) و سرنوشت نیز داشتهاست. ضرورت بررسی این مسئله در اهمیت درک نکتهها و اعتقادهای دیرین است که پرده از معانی و رموز شاهنامه برمیدارد و باعث گرهگشای بعضی از پیچیدگیها میشود؛ زیرا حکیم فردوسی میان پدیدههای شگفتانگیز اسطوره و قهرمانانی که وجودشان در حماسه ضروری است، تلفیقی ایجاد کرده، اسطوره و حماسه را به یکدیگر اتصال دادهاست. مسئله این است که آیا میتوان تجلّی «زروان» را در شاهنامۀ فردوسی با هستی زال مقایسه کرد؟ همچنین، عناصر طبیعی و یاریگران زروان در شاهنامه به صورت نمادین کدامند؟ در این مقاله، بازتاب نظریههای زروانی در هستی، تولد، ازدواج زال، پیروزی رستم بر اسفندیار از یک سو، و رستم و شغاد به عنوان فرزندان زروان، یعنی «هرمز و اهریمن» از سوی دیگر کاملاً مشهود است.