تحلیل گفتمان انتقادی داستانهای کوتاه خسرو شاهانی بر پایۀ نظریۀ فرکلاف
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی, واحد همدان
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان.
doi
10.22084/rjhll.2020.20610.1991چکیده
در دورۀ معاصر، بررسی و تحلیل متون ادبی و ارتباط آن با عوامل اجتماعی و فرهنگی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و یکی از رویکردهای مؤثر در تحلیل متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است. تحلیل گفتمان انتقادی نوعی رویکرد بینرشتهای است که با تجزیه و تحلیل متن در پی ارائۀ خوانشی نسبتاً دقیق از آن است. این مقاله بهصورت توصیفی - تحلیلی به بررسی محتوای داستانهای کوتاه خسرو شاهانی براساس نظریۀ تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف میپردازد. هدف اصلی این مقاله آن است تا با بهرهگیری از روش تحلیل گفتمـان انتقادی فرکلاف که به زعم بسیاری از پژوهشـگران، جامعتر از دیگر روشهاست، انعکاس مسائل سیاسی - اجتماعی، فرهنگی و... را در داستانهای کوتاه خسرو شاهانی کشف کرده و به چگونگی رابطۀ متقابل داستانهای وی (بهعنوان متن) و جامعه بپردازد و از این طریق گفتمانهای موجود در داستانهای این نویسنده را تبیین کند. نتایج تحقیق نشان میدهد که ویژگیهای صوری زبان داستانهای کوتاه شاهانی نظیر آواها، واژگان، افعال، وجه افعال، عبارتبندیها، انسجام صوری و معنایی و... دارای ارزش و بار گفتمانی هستند و به نوشتههایش جنبۀ ایدئولوژیک دادهاند. شاهانی سعی داشته با بهکارگیری قواعد و ابزارهای لازم، ایدئولوژی و گفتمان خاص خود را بهصورت تأثیرگذار و کاربردی به مخاطب القا کند. در واقع اندیشههای او برساختی از رابطۀ زبان و ایدئولوژیهای حاکم بر فضای داستانهای وی است. وی نگاهی ویژه نسبت به تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دورۀ معاصر دارد و اوضاع و احوال جامعۀ ایران را در آن روزگار نقد میکند. از جمـله عوامـل شکلگیری گفتمـان در داستـانهای کوتاه وی مـیتوان به فقـر، فاصلۀ طبقاتـی، ناهنجاریهای اخلاقی اشاره کرد.