تحلیل پیکرهبنیاد تناوب مکانی در زبان فارسی بر اساس رویکرد علّی کرافت
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری، رشته زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز
2 دانشیار زبان شناسی دانشگاه شیراز
3 استادیار زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز
doi
10.22084/rjhll.2020.21736.2026چکیده
یکی از مباحث عمده و اساسی در حوزه تجلی موضوعها، مبحث تناوب مکانی است که در واقع خود ملاک مهمی برای ارزیابی رویکردها و چارچوبهای گوناگون و متعددی است که در این حوزه عرضه شده است. هدف مقاله پیشرو این است که تناوب مکانی در زبان فارسی بر اساس رویکرد علّی کرافت (2012)، روش محاسبة موضوعیتِ گیون (2001) و پیکره زبانی همشهری2 (آل احمد و همکاران، 2009) تحلیل گردد. کرافت تجلی موضوعها را بر اساس ساختار رویدادی فعل تبیین میکند و این ساختار نیز بر اساس زنجیره علّی که خود انعکاسدهندة روابط نیرومحرکه است، بازنمایانده میشود. دادههای مورد بررسی شامل 1112 مورد از ساختهای تناوب مکانی توأم با بافت زبانی است. نتایج پژوهش حاضر را این گونه میتوان برشمرد: عامل مؤثر در تناوب مکانی، یعنی انتخاب بین ساخت انتقال مفعولی و ساخت مکان مفعولی، همان تعیین عنصر تأثیرپذیر است و نه خوانش کلی/جزئی؛ عنصر تأثیرپذیر بر پایه مفهوم موضوعیت مشخص میشود و در ضمن، موضوعیت مقولهای یکدست نیست؛ مفهوم موضوعیت در پیوند با تعبیر عینی در برابر تعبیر ذهنی است که خود ملاک انتخاب دو ساخت شرکتکننده در تناوب مکانی است؛ مواردی حاد از تناوب مکانی وجود دارد که در آنها عنصر انتقالی یا عنصر مکان به دلیل فقدان موضوعیت وجود ندارد؛ از میان دو ساخت انتقال مفعولی و ساخت مکان مفعولی، اولی ساخت بینشان است؛ دادهها بیانگر آن است که احتمالاً با یک ساختواره و دو ساختگونه روبرو هستیم.