پیدایش قیود «گواه‌نما» از فعل «گفتن» در فارسی: رویکرد دستوری‌شدگی

نویسندگان

1 دکترای زبان‌شناسی، مدرس دانشکده پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران

doi
10.22084/rjhll.2020.22654.2076
چکیده

بر اساس آیکهنوالد (2004، 2018)، در برخی از زبان­ های دنیا، اشاره به منبع اطلاعات گفته ­های گویندگان امری اجباری است، این­که گوینده، آنچه را که می­گوید، شخصاً با چشم خود دیده، شنیده، بوییده، لمس کرده، از شخص یا اشخاص دیگری شنیده و یا بر اساس حقایق و شواهد موجود، استنتاج نموده ­است، باید به لحاظ ابزارهای دستوری ­شده در جمله رمزگذاری شود. مفهوم معنایی اخیر، یعنی بازنمایی منبع اطلاعات گوینده در جمله گواه ­نمایی نامیده می­ شود. آیکهنوالد بر آن است که اگرچه گواه­ نمایی، مفهومی جهانی است، ولی گواه ­نمایی واقعی از رهگذر یک نظام بسته دستوری به تصویر کشیده می ­شود. در این میان، فارسی از جمله زبان ­هایی است که نه تنها گواه ­نمایی در آن اجباری نیست، بلکه از دیدگاه پژوهشگران این حوزه، ابزارهای گواه­ نمایی نیز در آن دستوری نشده­ اند. در این پژوهش برآنیم تا روند پیدایش آن دسته از قیود گواه ­نما در فارسی را که از فعل «گفتن» برخاسته­ اند، بررسی نماییم. بر این اساس می­ کوشیم نشان دهیم که ساخت «گویا» با مفهوم «قید گواه­ نما» در فارسی نو امروز از دستوری ­شدگی فعل «گفتن»، برای بیان گواه ­نمایی غیرمستقیم پا به عرصه وجود گذاشته ­است. داده ­های دوره­ های میانه، نو متقدم و نو امروز نشان می­ دهد که این قید گواه ­نما از کوتاه ­شدگی نخستین صورت ­های گواه ­نمای حاصل از فعل «گفتن» یعنی بند«تو گویی» و پس از آن، از قیود گواه ­نمای «گویی» و «گوئیا» حاصل آمده ­است. بنابراین اگر چه قیود گواه ­نمای حاصل از فعل «گفتن» در فارسی، هنوز به مرحله وندشدگی نرسیده­ اند، اما قطعاً دستوری­شده و در این مسیر، از جمله به قید تحول یافته ­اند. بر این اساس، تصور عدم وجود واحدهای دستوری­ شدۀ گواه ­نما در فارسی از بین می ­رود.