تبیین پردازشی فرایند خروج بند موصولی بر پایۀ دستور گفتمانی‌نقشی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی و مطالعات ترجمه، دانشکده ایران شناسی دکتر حسین تجدد، دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان

2 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد.

3 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد.

doi
10.22084/rjhll.2020.21880.2036
چکیده

ﻫﺪف پژوﻫﺶ حاضر ﺗﺒﯿﯿﻦ قرارگیری ﺑﻨﺪ ﻣﻮﺻﻮﻟﯽ در ﺟﺎﯾﮕﺎه ﭘﺲﻓﻌﻠﯽ فارسی براساس دﺳﺘﻮر ﮔﻔﺘﻤﺎﻧﯽﻧﻘﺸﯽ (ﻫﻨﮕﻮﻟﺪ و ﻣﮑﻨﺰی، 2008) اﺳﺖ. ﺑﺮرﺳﯽ زﺑﺎن در اﯾﻦ دﺳﺘﻮر در ﭼﻬﺎر ﺳﻄﺢ ﺑﯿﻨﺎﻓﺮدی، ﺑﺎزﻧﻤﻮدی، ﺻﺮﻓﯽ - ﻧﺤﻮی و واﺟﯽ ﻃﺒﻖ روﯾﮑﺮد ﺑﺎﻻ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد. اﯾﻦ دﺳﺘﻮر ﺑﺎ روﯾﮑﺮدی ﻧﻘﺸﯽ­رده ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺷﯿﻮه ﺟﺪﯾﺪی ﺑﺮای ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺳﺎزهای ﺑﻨﺪ اراﺋﻪ داده اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻣﺒﻨﺎی آن ﻣﯽﺗﻮان ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎﯾﯽ ﻫﻤﭽﻮن ﺧﺮوج را ﺗﺒﯿﯿﻦ ﮐﺮد. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر دﺳﺖﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻫﺪف پژوﻫﺶ دو ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔرفته است؛ مقوله اول در رابطه با توجیه چگونگی تولید بند موصولی طبق روش ترتیب سازه­ای دستور گفتمانی ­نقشی است. یافته­ ها در این رابطه حاکی از آن است که دستور گفتمانی ­نقشی از ویژگی سنگینی سازه برای توجیه نحوه نگاشت عناصر در حالت پس ­فعلی استفاده می­ کند. براین اساس عناصر غیراصلی سنگین به واسطه وزن سازه­ای، فارغ از لایه ­ای که در سطوح بینافردی و بازنمودی در آن تولید می ­شوند پیش از تمام عناصر دیگر وارد قالب بند می ­شوند. مقوله دوم مربوط به تبیین علت وجود همزمان دو ساخت پس­ فعلی و پیش ­فعلی بند موصولی فارسی است. دستور گفتمانی ­نقشی به این منظور از مبحث رقابت دو اصل پردازشی تمامیت حوزه­ ها و کاستن حوزه ­ها کمک می­ گیرد. هر زمان در این رقابت، اصل تمامیت حوزه­ ها پیروز شود بند موصولی به‌عنوان سازه­ای کاربردی و معنایی، در سطح صرفی ­نحوی نیز در کنار هسته اسمی نگاشت می ­شود. با پیروزی اصل کاستن حوزه ­ها، بند موصولی به‌عنوان توصیف­ گری سنگین در انتهای جمله ظاهر می ­شود تا میزان بار پردازشی مورد نیاز برای درک سازه­ های بلافصل بند اصلی کاهش یابد.