قرهباغ در گذار از منازعه: تحلیل حقوقی چالشهای پساجنگ و راهکارهای ایجاد نظم پایدار بینالملل
نویسندگان
1 گروه حقوق بینالملل،دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 عضوهیات علمی گروه حقوق ،واحد دماوند،دانشگاه آزاد اسلامی ،دماوند،ایران
doi
10.22034/ca.2025.731856چکیده
منازعه قرهباغ، پرسشی را مطرح میسازد که چگونه میتوان تعارض میان اصلول تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت را در چارچوب نظام حقوقی بینالمللی در دوران پساجنگ حلوفصل نمود؟ این پژوهش، با اتکاء به روش اسنادی مبتنی بر اسناد الزامآور بینالمللی و گزارشهای سازمان ملل متحد، و روش تطبیقی که از الگوهای حقوقی موفق جهانی از جمله توافقنامههای آلاند، دیتون و ایرلند شمالی بهره میجوید، درصدد تدوین چارچوبی حقوقی و جامع برای تحقق عدالت انتقالی، جبران خسارات مادی و روانی و تأمین حقوق اقلیتها در پرتو حقوق بینالملل عمومی، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه است. فرضیه محوری این است که برقراری تعادل میان حاکمیت قلمرو ملی آذربایجان و حمایت از جوامع آسیبدیده، از طریق نظارت بینالمللی و همکاری منطقهای، میتواند به استقرار یک نظام حقوقی پایدار در منطقه منجر شود. یافتهها حاکی از آنند که تحولات پساجنگ، چالشهایی چون نقض حقوق بشر، ضرورت مکانیزمهای پاسخگویی بینالمللی و کاستیهای اعتماد میان جوامع را آشکار ساختهاند. این مطالعه بر اهمیت نظارت بینالمللی، توسعه مکانیزمهای جبران خسارت و بکارگیری راهکارهایی برای تثبیت صلح پایدار تأکید ورزیده و نتیجه میگیرد که تحقق این اهداف مستلزم تعهد سیاسی طرفین و پشتیبانی قاطع جامعه جهانی است.