منافع استراتژیک چین در به رسمیت شناختن طالبان(2021-2025)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی

doi
10.22034/ca.2025.731857
چکیده

این پژوهش به بررسی رویکرد چین در قبال حکومت طالبان در افغانستان می‌پردازد و تلاش می‌کند چالش‌ها، فرصت‌ها و منافع استراتژیک پکن را در زمینه به‌رسمیت‌شناسی طالبان تحلیل کند. در چارچوب نظریه انتخاب منطقی آلیسون، دولت چین به‌عنوان یک بازیگر عقلانی در نظر گرفته شده که در پی به حداکثر رساندن منافع خود در محیطی پیچیده و پرمخاطره است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که پکن با وجود تهدیدات امنیتی ناشی از فعالیت گروه‌های افراطی مانند نهضت اسلامی ترکستان شرقی، در پی بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی موجود در افغانستان است. در این راستا، چین از شناسایی رسمی طالبان اجتناب کرده و گزینه به‌رسمیت‌شناسی دوفاکتو را به‌عنوان رویکردی محتاطانه و منعطف برگزیده است. این انتخاب، ضمن کاهش خطرات سیاسی و امنیتی، زمینه را برای تعاملات اقتصادی و دیپلماتیک آینده نیز فراهم می‌سازد. در نهایت به این سوال می‎رسیم که چگونه منافع استراتژیک چین بر رویکرد این کشور نسبت به رسمیت شناختن طالبان تأثیر گذاشته است؟ منافع استراتژیک چین (امنیت مرزها، مقابله با افراط‌گرایی، دسترسی به منابع، و توسعه ابتکار کمربند و جاده) بر تصمیم این کشور برای به رسمیت شناختن طالبان تأثیر گذاشته و منجر به رسمیت شناختن بصورت دفاکتو شده است. تبیین این‌که چگونه منافع استراتژیک چین بر سیاست آن در قبال طالبان تأثیر گذاشته و منجر به شکل‌گیری فرصت‌ها و چالش‌هایی در عرصه سیاست خارجی و امنیت منطقه‌ای چین شده است.