بررسی ترتیب پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی در چارچوب رویکرد ترتیب مبتنی بر پیچیدگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استادیار زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان،
doi
10.22084/rjhll.2018.16978.1853چکیده
ترتیب وندها از جمله مباحث نظری مطرح صرف است. تاکنون رویکرد لایه ای (سیگل، 1974)، رویکرد محدودیت های گزینشی (فب، 1988) و رویکرد «ترتیب مبتنی بر پیچیدگی» (های و پلاگ، 2000) به بررسی ترتیب وندها پرداخته اند. رویکرد ترتیب مبتنی بر پیچیدگی - که چهارچوب نظری مقاله حاضر را تشکیل می دهد - بر اساس معیار تقطیع پذیری وند از پایه به توجیه ترتیب وندها می پردازد. در این نظریه فرض بر آن است هر چه میزان تقطیع پذیری بیشتر باشد وند در جایگاه دورتری نسبت به پایه قرار می گیرد. هدف از مقاله حاضر محک زدن این فرضیه در ترتیب پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی است. برای انجام این بررسی پس از بررسی همآیندی پسوندها و محاسبه نسبت تقطیع پذیری پیوستار تقطیع پذیری بدست داده شد. با مقایسه ترتیب پسوندها و ترتیب آنها بر روی پیوستار تقطیع پذیری مشخص می شود که ترتیب پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی تا چه میزان با معیار تقطیع پذیری قابل توجیه است. بدین منظور 41 پسوند اشتقاقی زبان فارسی که بهطور مشترک حداقل در دو اثر از سه اثر صادقی (1370)، کشانی (1371) و کلباسی (1380) مشاهده شد انتخاب و از پیکره پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 9172 واژه مشتق از آنها استخراج شدند. با استفاده از همآیندی وندها و نمودار پراکندگی، میزان تقطیع پذیری وندها محاسبه و پیوستار تقطیع پذیری بهدست آمد. همراستا با نظر های و پلاگ (2004) برای ارائه توجیه کاملتری از آرایش پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی - علاوه بر معیار میزان تقطیع پذیری - میبایست محدودیت های گزینشی حاکم بر همآیندی وندها را نیز مورد توجه قرار داد.