استعاره های مفهومی غم در زبان فارسی: رویکردی شناختی و پیکره ای
نویسندگان
1 دانشیار زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دکترای زبانشناسی، دانشگاه تهران
3 استاد زبانشناسی، دانشگاه تهران
4 استاد زبانشناسی دانشگاه تهران
doi
10.22084/rjhll.2017.13628.1716چکیده
نگارندگان در مقاله حاضر، به بررسی چگونگی مفهوم سازی استعاری حوزه عاطفیغم در پایگاه دادگان زبان فارسی میپردازند. برای نیل به این هدف، با استفاده از چندین کلیدواژه مرتبط با حوزه غم و جستجوی آنها در پایگاه دادگان زبان فارسی، 2098 عبارت زبانی پیدا شد که از این تعداد 526 عبارت استعاری بهدست آمد. سپس این عبارات استعاری با توجه به نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) تبیین شد و نگاشتهای استعاری آنها (شامل 535 استعاره عام و 247 استعاره خاص) بهدست آمد. نگارندگان، سپس، با توجه به پربسامدترین و متداول ترین نگاشت های استعاری و پربسامدترین استعاره های مفهومی عام و خاص، به این نتیجه دست یافتند که فارسی زبانان برای مفهوم سازیغم بیش تر از حوزه های مبدأ ماده یا شیء، مکان و زمان، جانداری، ظرف و مظروف، تجربه و بیماری/آسیب فیزیکی استفاده می کنند. همچنین، در خلال این پژوهش تعیین گردید که اندامواژه «دل» بیشترین کاربرد را برای بیان و مفهوم سازیغم در سخنوران زبان فارسی دارد.