معلم به مثابۀ دانش‌پژوه و نقش آن در کاهش شکاف نظریه و عمل تربیتی: نقد رویکرد معلم به مثابۀ اقدام‌پژوه

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده‌ علوم‌تربیتی و روانشناسی، دانشگاه علامه ‌طباطبایی، ایران، تهران

2 دانشیار، گروه فلسفه آموزش و پرورش، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

3 دانشیار فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران، تهران

4 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، ایران، تهران

doi
10.48310/pma.2023.3313
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی معلم به مثابۀ دانش‌پژوه و نقش آن در کاهش شکاف نظریه و عمل تربیتی و نقد رویکرد معلم به مثابۀ اقدام‌پژوه است. روش پژوهش حاضر تحلیلی و از نوع تحلیل مفهومی و زبانی و تحلیل منطقی فرارونده است. اسناد مورد تحلیل شامل دیدگاه‌های صاحب‌نظران، کتب، پیشینۀ‌ مطالعاتی و پژوهش‌های مرتبط در این زمینه است. یافته‌های پژوهش نشان داد معلم به مثابۀ اقدام‌پژوه در کاهش شکاف نظریه و عمل تربیتی با کاستی‌هایی مواجهه بوده و نیازمند اصلاح و بازسازی به وسیلۀ رویکرد دانش‌پژوهی به واسطۀ قوت‌ها و توانایی‌هایش است. معلم به مثابۀ دانش‌پژوه به واسطۀ داشتن ویژگی‌هایی مانند ماهیت بین‌رشته‌ای، وجود عرصه‌های چهارگانۀ اکتشاف، تلفیق، کاربرد و تدریس و یادگیری، قابلیت ارائۀ نتایج به دیگران، قرارگرفتن در پارادایم پراکسیس، پیروی از الگوی متداول آکادمیک در پژوهش و دارابودن مراحل مشخص در انجام دانش‌پژوهی می‌تواند ضمن رفع ضعف‌های معلم به مثابۀ اقدام‌پژوه، شکاف نظریه و عمل تربیتی را نیز کاهش دهد. در پایان، می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که تلقی معلم به مثابۀ دانش‌پژوه ضمن حذف فاصلۀ موجود بین نظام آموزش و پرورش، و آموزش عالی و ایجاد پل ارتباطی بین آن‌ها، به‌کارگیری دانش تولیدشده در عمل را محور فعالیت خود قرار داده است.