صورتبندی گفتمان و استراتژیهای زبانی داستان « پسرک لبوفروش » صمد بهرنگی با رویکرد تحلیل گفتمان لاکلا و موف
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان
3 دانشجوی دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی گیلان
doi
10.22084/rjhll.2017.15186.1784چکیده
صمد بهرنگی، از نویسندگان دهه ۱۳۴۰ ایران است که موضوعات اجتماعی عصرش را در قالب داستانهای کودک و نوجوان به روایت گذاشته و برخلاف گفتمان خنثی و تسلیمطلبانه حاکم بر آثار معاصر، مخاطبانش را به مبارزه با وضعیت موجود فرامیخواند و میکوشد مسیر جدیدی را در داستاننویسی بگشاید. اکنون گفتمان داستان «پسرک لبوفروش» صمد بهرنگی را با توجه به نظریه تحلیل گفتمان بررسی کردهایم تا مشخص شود تا چه اندازه عوامل فرامتنی، متنی و بافت سیاسی- اجتماعی دهه ۴۰ در تولید متن دخیل بودهاست؟ این پژوهش با رویکرد «تحلیل گفتمان لاکلا و موف» و با روش «توصیفی ـ تحلیلی» انجام شدهاست. در این داستان، گرایش سیاسی- اجتماعی صمد بهرنگی سهم عمدهای در به چالش کشیدن گفتمان تحولات اجتماعی و اقتصادی مهمی چون برنامه اصلاحات ارضی و پیامدهای آن داشتهاست. همچنین بروز گفتمان رقیب در قالب برخی ابزارهای تحلیل گفتمان چون برجستهسازی، حاشیهرانی، غیریتسازی و استراتژیهای زبانی دیده میشود.