جستاری بر سر آغاز رماننویسی در ادبیات اردو
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.22059/jor.2012.50901چکیده
در نیمة دوم سدة نوزدهم میلادی، واقعگرایی جایگزین داستانهایتخیلی در ادبیات اردو شد. خردگرایی نهضت علیگر و هدفمندیش برای اصلاح، منجر بهتحول ادبیات داستانی شد. نذیراحمد و عبدالحلیم شرر، دو نویسندة پیشتاز این نهضت،از پشگامان رمانپرداز اردو به شمار میرونـد. پنداشتهای آیینی و کاربستپنداریآن در رمانهایشان نمایان است. آنها برای نخستین بار به نقش زن در خانواده وجامعه میپردازند. نذیراحمد، دلزده از غرب، عواقب غربزدگی را هشدار میدهد؛ فریبکاریخرافات و باورهای غلط دینی را نفی میکند. شرر با رمانهای تاریخی، اسطورههایاسلامی را به عنوان الگو معرفی میکند و از فریبکاری فرقههای ساختگی میگوید. رتننات سرشار، فردی هندو، به خوبی با آداب و رسوم مسلمانها آشناست و زندگی و باورهایآنها را در قالب تلفیقی رمان و داستان با جزییاتنگاری وصف میکند. در این مقالهسعی بر آن است تا به تأثرات برگرفته از فرهنگ اروپا در آثار سه رماننویس پرداختهشود؛ زیرا تنوع در آثار آنها منجر به غنی شدن خشت بنای رمان در ادبیات اردو شدهاست.