بررسی رابطه بین گرایش بازاریابی و افزایش رقابت پذیری در صنعت کاشی و سرامیک (مطالعه موردی صنعت کاشی و سرامیک استان یزد)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
doi
JABM.3.2.15564.654985.41517چکیده
در فضای رقابتی و متحول امروز، سازمانها برای بقا و توسعه ناگزیر از بهرهگیری از رویکردهای نوین بازاریابی بهمنظور افزایش توان رقابتی خود هستند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر گرایش بازاریابی بر مزیت رقابتی با نقش میانجی نوآوری در بازار و استراتژی جهانی و نقش تعدیلگر نوسانات بازار در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد است. این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان واحدهای تولیدی کاشی و سرامیک استان یزد بود که با روش در دسترس، تعداد ۳۶۸ پرسشنامه معتبر جمعآوری گردید. برای تجزیهوتحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرمافزار SmartPLS استفاده شد.نتایج نشان داد گرایش بازاریابی اثر مثبت و معناداری بر مزیت رقابتی دارد (β=0.261, t=8.171). همچنین، گرایش بازاریابی از طریق نوآوری در بازار (β=0.151, t=7.644) و استراتژی جهانی (β=0.213, t=10.940) موجب بهبود مزیت رقابتی میشود. اثر تعدیلگری نوسانات بازار در روابط نوآوری بازار–مزیت رقابتی (t=3.064) و استراتژی جهانی–مزیت رقابتی (t=2.849) نیز تأیید شد؛ بهطوری که پویایی محیطی این اثرات را تقویت میکند. شاخصهای برازش مدل (SRMR=0.04 و NFI=0.94) نیز نشاندهنده انطباق مناسب مدل مفهومی با دادههای تجربی بودند. در نهایت، گرایش بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری بر رقابتپذیری دارد و متغیرهای نوآوری در بازار و استراتژی جهانی نقش میانجی مؤثری در این رابطه ایفا میکنند. همچنین، نوسانات بازار بهعنوان متغیر تعدیلگر، بر شدت این روابط اثرگذار است. پژوهش حاضر ضمن تأیید نقش محوری گرایش بازاریابی در ارتقای عملکرد رقابتی، به غنای ادبیات نظری حوزه قابلیتهای پویا افزوده و با ارائه راهکارهای عملی، مسیر توسعه پایدار صنعت کاشی و سرامیک را در سطح ملی و بینالمللی ترسیم میکند.