قلب نحوی در زبان فارسی: رویکرد بهینگی

نویسندگان

1 مدرس گروه زبانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد شاهرود

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی

doi
10.22084/rjhll.2017.10760.1615
چکیده

یکی از ویژگی‌های بارز زبان فارسی، وجود فرآیند قلب نحوی در این زبان است. پژوهش حاضر به معرفی این فرآیند در چارچوب بهینگی اختصاص یافته‌است. نتایج حاصل از بررسی میزان مطلوبیت گزینه‌های مقلوب، با توجه به دو اصل و محدودیت نحوی در انگاره-ی بهینگی یعنی محدودیت‌های «هسته اجباری» و «ابقا» بررسی گردید. داده‌های پژوهش حاکی از آنند که به لحاظ مرتبه‌بندی محدودیتها در فارسی، مهلک‌ترین تخطی در فرآیند قلب نحوی، نخست، تخطی (حتی به میزان یک‌بار) از محدودیت «هسته اجباری» و پس از آن تخطی از محدودیت «ابقا» (بیش از دوبار) است. فرآیند مذکور در رابطه با شواهد پژوهش و نیز قالب نظریه‌ی بهینگی نشان‌دهنده‌ی این است که در زبان فارسی، میزان حرکت‌ها ارتباط معکوس با مطلوبیت جمله‌ها دارند. در عین حال این پژوهش نشان می‌دهد که جایگاه انتهایی فعل، عامل تعیین مطلوبیت جمله است. عامل مذکورتنها در تعیین مطلوبیت ترکیب مقلوب نشان‌دار فاعل+فعل+ گروه حرف اضافه بی‌تأثیر شناخته شد.