فرهنگ‌نگاری در قلمرو زبان‌شناسی شناختی

نویسندگان

1 استادیار زبان‌شناسی پژوهشکده‌ی گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان

doi
10.22084/rjhll.2017.10159.1583
چکیده

پس از گذشت تقریباً چهل سال از معرفی زبان‌شناسی شناختی حوزه‌ی پژوهش‌های نظری این شاخه از زبان-شناسی به کاربردهای آن در سایر رشته‌ها گسترش یافت. طی این دوران مطالعات واژگانی از جمله مهم‌ترین دل‌مشغولی‌های زبان‌شناسان شناختی بوده که تأثیر زیادی بر این حوزه گذاشته و جان تازه‌ای به آن بخشیده است. جستار حاضر با طرح این پرسش که دستاوردهای زبان‌شناسی شناختی چگونه و تا چه اندازه می‌تواند به‌ کارِ فرهنگ‌نگاری به‌شیوه‌ایی منسجم و عملی درآید، به بررسی سه جنبه از مفاهیمِ شناختیِ ساختِ معنایِ واژگانی یعنی اهمیت اثرات سرنمون بر ساختار واژگانی، تعامل‌پذیریِ چندمعنایی و ماهیتِ نظام‌مندِ چندمعنایی پرداخته است. موارد پیش-گفته در شکل‌گیری برخی از مهم‌ترین اصول و مفاهیم نظری زبان‌شناسی شناختی نقش داشته‌اند. و نمی‌توان اهمیت هر یک از آنها را در امر فرهنگ‌نگاری از نظر دور داشت.