بندهای چندمحمولی زبان فارسی بررسی بخش اصلیِ بی‌زمان براساس دستور نقش و ارجاع

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22084/rjhll.2017.10804.1618
چکیده

این پژوهش انواع پیوندهای در سطح بخش اصلی در زبان فارسی را بررسی می‌کند. بخش‌های اصلیِ در پیوند، در این سطح، همگی تحت سیطرۀ یک عملگر زمان واحد هستند؛ چون سیطرۀ عملگر زمان بر سطحی بالاتر از بخش اصلی یعنی سطح بند است. هریک از بخش‌های اصلی در پیوند، می‌توانند به لحاظ ویژگی نمود مستقل عمل کنند چون سیطرۀ عملکرد آن در سطحی پایین‌تر، یعنی هسته است. در این بررسی و در مطالعۀ بندهای چندمحمولی زبان فارسی مشخص خواهد شد که چون عملگر زمان فقط در سطح بند، مطرح می‌شود بنابراین آنچه در دستور سنتی در زبان فارسی به عنوان عملگر زمان در سطح بخش اصلی معرفی شده در واقع نمود است و مفاهیم ماضی و مضارع التزامی درست نیستند. همچنین این بررسی نشان می‌دهد در زبان فارسی فعل‌های وجه ریشه‌ای (توانمندی و درخواستی) تظاهر اتصال غیرناهمپایه‌سازی بخش اصلی را صورت‌بندی می‌کنند و نهایتاً یک بند واحد را به‌دست می‌دهند.