سبب و وتد: بیانگر ویژگی زبانی یا عروضی؟
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه خلیج فارس
doi
10.22084/rjhll.2016.1525چکیده
از آنجا که وزن شعر فارسی همانند شعر عربی بر اساس کمیت هجا استوار است، علمای عروض فارسی چنین پنداشتهاند که در عروض فارسی مانند عروض عربی، ارکان عروضی باید بر اساس قواعد سبب و وتد تعیین و تنظیم شود. این تصور نادرست از آنجا ناشی شده است که علمای عروض فارسی کلمات بسیاری در زبان فارسی یافتهاند که منطبق بر اسباب و اوتاد بوده است. در حالی که سبب و وتد در عروض عربی دلالت عروضی دارد و بسیاری از قواعد عربی مانند تعیین ارکان اصلی و فرعی، استخراج بحرها از دایرههای عروضی، و رکنبندی وزنها بر قواعد سبب و وتد استوار است. ولی در عروض فارسی سنتی اسباب و اوتاد جز نابسامانی و آشفتگی در پی نداشته است. دلیل این اشتباه آن است که عروضیان فارسی متوجه دلالت عروضی سبب و وتد نشده و آن را مقولهای زبانی دانستهاند. عروض جدید پس از پی بردن به مفهوم هجا، با این باور که با وجود هجا دیگر نیازی به سبب و وتد نخواهد بود، آن را کنار گذاشت. اگرچه عروض جدید به درستی اقدام به این کار کرد ولی باید دانست که هجا و تقطیع هجایی نمیتواند جایگزین سبب و وتد باشد. بنابراین یکی از مهمترین وظیفهای را که سبب و وتد در عروض عربی به عهده دارد و آن سامان دادن به رکنبندی بحرهاست، در عروض فارسی نه هجا و تقطیع هجایی صِرف، که تکرار یک رکن یا تناوب ارکان (بر اساس دایرۀ نجفی) معیار رکنبندی وزنهای مطبوع فارسی است که میتواند خلأ به وجود آمده از حذف سبب و وتد را در عروض فارسی پر کند.