ارتباط بین استراتژی های بازاریابی مبتنی بر دانش فکری بانک های دولتی با جذب سپرده های قرض الحسنه با نقش میانجی سرمایه نوآوری

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی

2 دانشجوی دکتری مدیریت منابع انسانی/راهبر بانکی بانک سپه

3 دانشجوی دکتری مدیریت

4 دکتری مدیریت بازرگانی گرایش مدیریت بازاریابی

5 استادیار گروه مدبریت دانشگاه پیام نور تهران، تهران ایران

doi
JABM.3.2.15564.35887873.6308
چکیده

هدف از این پژوهش ارتباط استراتژیهای بازاریابی مبتنی بر دانش فکری با جذب سپرده های قرض الحسنه با متغیر میانجی سرمایه نوآوری در بانک های دولتی می باشد .این پژوهش از نظر روش جزو پژوهشات توصیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه پژوهش شامل 161 بانک سپه در استان آذربایجان غربی می باشد که، از بین آنها تعداد 140 شعبه بعنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفتند روش جمع آوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی بود. داده هایی که از طریق مراجعه به پایگاه های اطلاعاتی و مدیریت مالی بانک های مورد مطالعه و توزیع پرسشنامه گردآوری و به روش تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی و آزمون تحلیل عاملی درجه دوم مورد تحلیل قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون دوربین واتسون و برای آزمون فرضیات این پژوهش از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. با توجه به نتایج پژوهش استراتژی بازاریابی با متغیر میانجی سرمایه نوآوری(002/0p=) و استراتژی بازاریابی (005/0p=) و سرمایه نوآوری (003/0p=) توانسته اند بر جذب سپرده های قرض الحسنه تأثیر گذار باشد. این پژوهش نشان دادکه، افزایش قیمت خدمات بانکی در درازمدت با توجه به وضعیت معیشتی ضعیف محدوده عملیاتی این بانک ها می تواند ضربات گسترده‌ای بر عملکرد آنها بر جای گذارد. لذا اتخاذ تدابیری چون افزایش تنوع خدمات جهت گسترش حیطه تسلط و مشتری گرایی برای نفوذ در بازارهای پنهان خارج از محدوده و پرکردن حفره های موجود در بازار می تواند بهترین گزینه برای افزایش جذب سپرده در اینگونه بانک ها باشد