ریختشناسی حکایتهای گلستان سعدی (بر اساس الگوی پیشنهادی پاول وهویلین)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا(س)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه ادبیات انگلیسی دانشگاه الزهرا(س)
doi
10.22059/jlcr.2018.68460چکیده
ریختشناسی داستان پاول وهوویلین، یکی از الگوهای روایتشناسی داستانهای قهرمانمحور به حساب میآید که به نوعی تخلیصی از روایتشناسی داستان پراپ است. بر این اساس، هر داستان قهرمانمحور دارای مراحل پنجگانۀ (احساس کمبود و نقصان از سوی قهرمان، انگیزش برای جبران آن، مواجهه با یاریگر، رویارویی با آزمون، پاداش) است که شاکلۀ و ساختار روایی آنها میتواند دیدگاه و هدف نویسنده را آشکار کند. گلستان سعدی به عنوان یک اثر تعلیمی، هشت حکایت منطبق با الگوی پیشنهادی وهویلین در باب اول است. همۀ قهرمانها، انسان و مرتبط با واژهـ معنای دربارند که با چالشی روحی، جسمی و موقعیتی، البته ناخواسته، رویارو شدهاند. یاریگرهایی از نوع ترکیبی، «انسان و موقعیت»، بهویژه طبقۀ طبیبان آنها را همراهی میکنند. پس از آن، در آزمونی صفات والای انسانی فرد مانند (درایت، صبر، فراست، وفاداری، رفاقت و وارستگی و مناعت طبع) سنجیده میشود. تمام قهرمانها با سربلندی از آن بیرون میآیند و خواستهای که زمینهساز حرکت بود، با همان کیفیت متصور یا بیش از آن، حاصل میشود. بر این اساس، سعدی با پردازش حکایتهای قهرمانمحور در فضایی واقعگرایانه، هر انسانی را قهرمان روایت زندگی خود معرفی میکند و از ژانر قهرمانانه در راستای اهداف ادبیات تعلیمی بهره میبرد.