جایگاه علوم شناختی در بازاریابی و صنعت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات ، تهران،ایران
doi
چکیده
یکی از مسائل مهم در و بازاریابی تصمیمگیری و داوری است. تصمیمگیری و عوامل مؤثر در آن مورد علاقه علوم شناختی می باشد. مدیریت و اقتصاد شناختی در کنار نظریههای دیگر تصمیمگیری میتواند به درک فرآیند رفتار مصرف کننده و تصمیمگیری در بازاریابی کمک کند. امروزه پژوهش های شناختی دربازاریابی از اهمیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شده اند. یکی از دلایل آن، پیشرفت های حاصل شده درخصوص درک فعالیت مغز انسان است. همچنین باتوجه به توسعه تحقیقات میان رشته ای در بازاریابی، محققان بیشتری به بررسی فرآیندها و مدل های ذهنی و احساسات افراد در سازمان ها علاقه نشان داده اند.(حیدری، علی ) و در تلاش هستند تا راز بزرگترین سرمایه یعنی مغز را کشف کنند و کارکردهای آن را به عنوان پیچیدهترین ودیعهی الهی بشناسند. این تلاشها از آن جهت صورت می پذیرد که مغز به عنوان مرکز تصمیم گیری و صندوقچه اسراری برای تمام کرده ها و نکرده های بشر می باشد. (جوانی، محمد) با توجه به اینکه بازاریابی و بازاریابی صنعتی عامل کمکی و جانبی موفقیت شرکت ها نمیباشد، بلکه یک امر ضروری برای شرکتهای صنعتی در بازارهای رقابتی است. (هارت) و فرایند تصمیم گیری، داوری و انتخاب در شش حوزه اصلی بازاریابی صنعتی شناسایی شده توسط کاتریچی (2009) یعنی رفتار خریداران صنعتی، نوآوری/ توسعه محصولات جدید، مدیریت کانال توزیع، فروش و مدیریت فروش، روابط خریدار و فروشنده و مدیریت و استراتژی بازاریابی نقش مهمی را دارد. در این پژوهش ضمن مروری بر تعریف علوم شناختی و بازاریابی صنعتی به بررسی کارکرد علوم شناختی در بازاریابی و صنعت می پردازیم.