دوگانۀ جاذبیّت و مانعیّت در شعر میراث از اخوان ثالث

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادب فارسی در دانشگاه کردستان

doi
10.22059/jlcr.2018.66400
چکیده

شعر میراث، در آخر شاهنامه، از زمان چاپش در 1338 تاکنون با اقبال فراوانی روبه‌رو بوده که بازنشر آن در کتاب‌ها و تارنماهای مختلف نشانۀ این اقبال تواند بود؛ امّا تفسیرهای نوشته شده بر آن، اشارات بسیار اندک و اغلب اشتباهی است که دربارۀ بندهای آشنا در نیمۀ نخست شعر نوشته شده و سایر بندها در نیمۀ دوم فروگذاشته شده که نشان از دیریابی و ابهام‌ بخش‌هایی از آن دارد؛ لذا در این شعر، دوگانه‌ای ناساز (جاذبیّت هم‌زمان با مانعیّت) گرد آمده که توجّه برانگیز است. این جستار به شیوۀ تحلیلی-توصیفی، دیالکتیک خوانش‌ها و نگرش‌ها را با بهره‌گیری از رویکرد زیبایی‌شناسی دریافت می‌کاود و نشان می‌دهد که رویکرد خوانشی به شعر میراث در این شش دهه، اجتماعی بوده است. آنچه باعث دیریابی و بدفهمی شعر شده، رمزگانی سرکش و ناآشناست که تفسیر آنها، می‌تواند گره‌ها را بگشاید و خوانش تازه‌ای را فراروی خواننده بگذارد که این جستار بدان پرداخته است.