واکاوی عناصر ساختاری و دستوری مقالات شمس تبریزی با رویکردی بر نقد ادبی پست مدرن
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
doi
10.22059/jlcr.2018.66406چکیده
در مقالۀ حاضر، کوشیدهایم با تحلیل عناصر ساختاری و دستوری متن مقالات شمس و با رهیافتهای معنیشناسانه (سمانتیک: Semantic) خواننده را به خوانشی نو و دگرگونه از این اثر سترگ فراخوانیم. همچنانکه مطالعات ساختاری نشان میدهد که انواع ادبی از الگوهای نحوی و دستوری معینی پیروی میکنند. وجوه فعل و انواع اسم و ضمیر، تأثیرات معنیشناسانه خاصی در زبان دارند. بدین ترتیب، میبینیم که شمس چگونه با استفاده از فنون مختلف حذف، فاصلهگذاری و بهره بردن از ابزارهایی همچون وارونهسازی معنا، ایجاد ساختهای رمزگونه و ورود به قلمروی مجاز، توسعی در نظریۀ تشابه ایجاد کرد که منجر به عدم تعین و عدم قطعیت و ابهام در کاربرد کلمه شد و میبینیم که چگونه در این حالت، زبان از جنبۀ ایضاحی خود میکاهد تا بتواند حالتی افراطی و پیشرو (آوانگارد) پیدا کند.