گفتمان عرفان در رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد

doi
10.22059/jlcr.2018.66407
چکیده

ورود مدرنیته موجب تغییرات گسترده‌ای در سطوح مختلف جامعۀ ایران، از جمله سطح فکری و فرهنگی شد و گفتمان عرفانی که می‌توان گفت از گفتمان‌های سنّتی مسلط در فرهنگ ایرانی بود، دچار تغییراتی شد. رمان‌های فارسی، از جمله بسترهایی بودند که این تغییرات را نشان دادند یا خود در زمینۀ ایجاد دگراندیشی مؤثر واقع شدند. بنابراین، بررسی آن‌ها می‌تواند نقش مهمی در جریان‌شناسی عرفان و جایگاه عرفان در دورۀ معاصر داشته باشند. هدف این پژوهش نیز بررسی بازنمایی گفتمان عرفان در رمان جزیرۀ سرگردانی و ساربان سرگردان از سیمین دانشور است. در این رمان، سه گفتمان «سنّتی»، «مدرن» و «نیمه‌سنّتی» بازنمایی شده‌است. در گفتمان سنّتی، تکیه بر این است که عرفان در همان مفهوم سنّتی خود برای رهایی انسان از سرگردانی، دوباره احیا شود. اما در گفتمان مدرن، به انتقاد از عرفان پرداخته شده‌است و نقشی برای این اندیشه، در حلّ مشکلات جامعۀ معاصر قائل نشده‌اند. بازنمایی این دو گفتمان با «بدنمایی» یا حداقل، نقطه‌ضعف داشتن همراه بوده‌است. در گفتمان «نیمه‌سنّتی» که بازنمایی با «خوب‌نمایی» همراه است، نویسنده مبتنی بر آموزه‌های عرفان سنّتی، عرفانی ارائه داده‌است که با جامعۀ مدرن همخوانی دارد.