شبه وند شدگی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشجوی دکتری زبان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات تهران

doi
چکیده

دستوری­شدگی، فرآیند تکوین اجزاء نقشی از اجزاء واژگانی است. از آنجا که اجزاء نقشی، مفاهیمی بسیار کلی و انتزاعی دارند، تغییر در معنا، یکی از مهم­ترین عوامل مؤثر در این فرایند قلمداد می­گردد. بسیاری از متخصصین دستوری­شدگی بر این باورند که تغییر معنا در دستوری­شدگی از نوع تغییر استعاری است؛ بدین معنا که کلمات با معنای عینی برای بازنمون مفاهیم انتزاعی به کار گرفته می­شوند. چنین تحولی در معنا، براساس تغییر حوزه­های مفهومی، از جمله زمان، مکان، شخص، شی­ء و کیفیت صورت می­گیرد. مفهوم­سازی حوزه­های انتزاعی بر اساس حوزه­های عینی به ایجاد صورت­های زبانی جدید برای بیان مفاهیم دستوری می­انجا­مد. در این مقاله سعی داریم نشان دهیم که در ساخت بعضی از کلمات مرکب، اجزاء واژگانی با تغییر استعاری در معنا، عملکردی شبیه به وندها از خود به نمایش می­گذارند؛ بدین معنا که با انتزاعی­تر شدن به وسیلۀ بسط استعاری، ویژگی­های مخصوص وندها، چون زایایی و پیش بینی پذیری را کسب می­کنند. در این تغییر ما با نوعی گذار از حوزۀ واژگان به حوزۀ دستور روبرو هستیم. به عبارت دیگر فرایند دستوری شدگی موجب تغییر عنصر واژگانی و تبدیل آن به عناصر شبه­وند می­شود.