بررسی تطبیقی دیدگاه های نقدی نیمایوشیج و نازک الملائکه

نویسندگان

1 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد گروه عربی دانشگاه رازی

2 دانشیار گروه عربی دانشگاه رازی

doi
چکیده

طی یک قرن گذشته، شعر و ادبیات کهن فارسی و عربی، با تفکرات تازه و  پویای منتقدان و شاعران نوگرا، روحی دو باره یافت و از قالب خشکیده خویش بیرون آمد. نیما یوشیج و نازک ملائکه شاعر عراقی، با خلق ایده­های نقدی تازه در مورد شعر و ادب، نقشی بسیار برجسته در این زمینه ایفا نمودند. نقطه­ی مشترک دیدگاه نقدی این دو ناقد و شاعر برجسته، تکیه بر میراث گذشته به منظور خلق ادبیاتی نو و متناسب با زندگی امروزی بود، لذا آن دو، هیچ گاه در صدد نفی شعر و ادب قدیم نبودند، بلکه آن را پایه اصلی نظرات نقدی خود به منظور ایجاد دگرگونی در آن قرار دادند. اما در کنار این وجه مشترک، آنها تفاوت­هایی نیز  با هم داشتند، به طوری که می­توان گفت: دامنه­ی نوگرایی در دیدگاه­های نقدی نیما بسیار عمیق­تر و گسترده­تر از نازک ملائکه بود، به باور او، شاعر باید زبان کلاسیک را به طور بنیادی متحول نماید و تعابیری نو بیافریند، چنان که خود وی در شعرش در این مسیر حرکت کرد، اما ملائکه در این زمینه با احتیاط­ بیشتر قدم بر می­داشت. او بر این عقیده بود که شاعر نباید قواعد و مقرارت زبان فصیح را در هم بشکند، و بر خلاف هنجارهای معمول زبان، تعبیراتی غریب و تازه پدید آورد. تفاوت دیگر در نظرات نقدی آنها، مربوط به رسالت شاعر و کارکردهای شعر بود. در دیدگاه نقدی نیما، شعر باید در خدمت مردم، دردها و رنج­های آنها باشد، اما ملائکه، دعوت به اجتماعی نمودن شعر را نمی­پذیرد وآن ­را محدود کننده شاعر  به شمار می­آورد. او  غالباً شعر را وسیله­ای برای توصیف دغدغه­های فردی و پناه­گاهی برای بیان غم و رنج درونی شاعر قلمداد می­کند. آثار شعری باقیمانده از هر دو شاعر، تحقق عینی دیدگاه­های نقدی آنان را نشان می­دهد.